۱۳۸۷ شهریور ۱۵, جمعه

(( بسمه تعالی ))


کتاب مستطاب الطوائف
WWW.KETABKHANEH.I8.COM

از مهم ترین آثار طنز زبان فارسی است که توسط مولانا فخر الدین علی صفی نوشته یا به عبارتی گرد آوری شده . این کتاب مجموعه ای از لطایفی از قرنهای قبل باقی مانده و به اشکال مختلف در میان ناقلان حکایات ظنز روایت شده و بصورت داستانهای زیبا و کوتاهی می باشد .
مثلا" لطیفه هسته خرما که درباره مزاح پیامبر اکرم ( ص ) با حضرت علی ( ع ) میباشد که پیامبر هسته های خرماهایی که خورده بود در کنار حضرت علی (ع) قرار میدارد و در آخر عنوان کردند که هرکسی که خرمای بیشتری خورده هسته های بیشتری هم دارد .

داستان چشم درد و خرما که روزی صهیب رومی نزد پیامبر رفت و از چشم درد می نالید و همانطور که با پیامبر صحبت میکرد شروع به خوردن خرما کرد و پیامبر فرمودند که با آن چشم دردی که داری چگونه خرما می خوری و صهیب گفته که با طرفی که درد ندارم می خورم و پیامبر چنان خندیدند که دندانهای عقل او نمایان شد .

داستان شخصی که نزد پزشک رفت و گفت که موی سرم درد می کند و دکتر گفت چه خورده ای گفت نان و یخ . دکتر گفت : نه دردت شبیه درد مردم است نه غذایت شبیه غذای مردم است

داستان سر تا پا عدالت : در خصوص گروهی از دهقانان در زمان مامون نزد او رفتند و از نا عدالتی کارگزار او شکایت کردند و گفتند که عدالت ندارد و مامون گفت که او از نوک پا تا نوک سر عدالت است و بعد یکی از دهقانان گفت حال که اینطور است هر یک از اعضای او را به شهری بفرست تا همه حکومت تو را عدل فرا گیرد .

اینها خلاصه ای بود از صدها داستانی که در این کتاب آمده و هر یک دارای معنی و نکتهای بسیار زیبایی است .

هیچ نظری موجود نیست: